درباره ما

خانه درباره ما

من دکتر رضا مولودی هستم. از همان ابتدا که در سال ۱۳۸۱ وارد دوره کارشناسی روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز شدم به رواندرمانی خیلی علاقه داشتم. یادم هست که اوایل رشته ام را رواندرمانی به دیگران معرفی می کردم. اما دو سال اول کارشناسی خیلی خبری از درس های مرتبط با رواندرمانی نبود و من تا حدودی سرخورده شدم. به همین دلیل کلی رمان خواندم و فیلم دیدم. فیلم ها و رمان هایی که تا همین الان نیز در ذهنم جای دارند و گاهی اوقات برای انتقال یک مفهوم به مراجعان و دانشجویانم از آنها استفاده می کنم. اما ترم پنجم اوضاع فرق کرد و درس های آسیب شناسی روانی شروع شد. زحمت تدریس این دروس به عهده آقای دکتر چنگیز رحیمی بود. این بزرگوار چقدر خوب به ما آسیب شناسی را درس می داد. ۲ ساعت تمام کلاسش طول می کشید و من اختلال هایی را که درس می دادند گاهی در خودم، گاهی در دوستانم گاهی در افراد نه چندان دوست داشتنی زندگی ام پیدا می کردم. چند باری هم رفتیم بیمارستان روانپزشکی  رازی و با بیماری های روانشناختی از نزدیک آشنا شدیم. به جرات می توانم بگویم جالب ترین درس های دوران کارشناسی بودند. علاقه به رواندرمانی دوباره در من زنده شد و کلاس های ارزیابی و روانشناسی بالینی را نیز با همان علاقه پیش بردم.

دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی قبول شدم و ما به طور کامل در بخش روانپزشکی بیمارستان امام حسین بودیم. کلاس ها همان جا تشکیل می شد و یک طبقه کامل درمانگاه و سه طبقه بخش ها بستری بودند. فرصت خیلی خوبی بود که تقریبا تمام بیماری ها را با شدت های متفاوت از نزدیک ببینم و مهارت های بالینی را با این بیماران تقویت کنم. دوره گروه درمانی شناختی-رفتاری وسواس را به عنوان دستیار دکتر جان بزرگی سپری کنم. اما آشنایی با مرکز سگال و استادان عزیزم دکتر لادن فتی و دکتر فرشته موتابی خوش اقبالی های زندگی من بود و درمان شناختی-رفتاری و طرحواره درمانی را نزد ایشان آموختم و چند دوره ای هم به عنوان دستیار ایشان در این گروه ها حضور داشتم. بعد از چند سالی که این مهارت ها را تمرین کردم دکترا قبول شدم.

دوره دکترا نیز با خوش شانسی های زیادی همراه بود. آخر ترم اول، آقای دکتر پورشهباز از من دعوت کردند تا وارد تیم ایشان در کارهای روانشناسی صنعتی-سازمانی شوم. پروژه های ما بیشتر بر کانون ارزیابی متمرکز بود. در کانون ارزیابی، کارکنان یک سازمان به لحاظ کفایت ها و شایستگی های مدیریتی و نقاط قوت و ضعف روانشناختی ارزیابی می شوند. تقریبا سراسر ایران را برای اجرای این پروژه ها گشتیم و من دو نکته یاد گرفتم: ۱) چگونه فرهنگ های مختلف نقاط قوتی را در افراد پرورش می دهند و یا چگونه را راه را برای آسیب شناسی های روانشناختی هموار می کنند. ۲) آسیب شناسی های افراد چگونه در محیط کار و تجارت خود را نشان می دهد و سازمان معمولا به مشکلات روانشناختی کارکنانشان چگونه مقابله می کنند. در مقطعی از دوره دکترا سوپرویژن کارورزی دانشجویان فوق لیسانس نیز بر عهده من بود و من از این کار خیلی خوشم می آمد. مراجعان را می دیدیم و بعد از آن در مورد مبانی علمی آن جلسه گفتگو می کردیم. من خیلی این کلاس ها را دوست داشتم و باعث شد از همان زمان به فکر راه اندازی کلاس های سوپرویژن بیفتم.

در تمام این سال ها من به شدت مشتاق تدریس روانشناسی بوده و هستم. تدریس درس هایی مانند آسیب شناسی و رواندرمانی و سوپرویژن را مشتاقانه دنبال می کنم. اما از همان ابتدا محدودیت زمانی مسئله بزرگی برای من بود. هزینه زیاد این آموزش ها برای دانشجویان دغدغه دیگر بود. به همین دلیل آموزش های مجازی فکر کردم که هم وقت کمتری از من بگیرد، هم دانشجویان بیشتری بتوانند با هزینه بسیار کمتر مطالب مرتبط با رواندرمانی را فراگیرند.

با همین هدف این سایت راه اندازی شد. هدف اصلی این سایت آموزش مطالب تخصصی رواندرمانی به دانشجویان روانشناسی و مشاوره و روانپزشکی است. امیدواریم بتوانیم در این زمینه به انداه کافی خوب عمل کنیم. من یک درمانگر شناختی-رفتاری و طرحواره درمانگر هستم و گرفتن بازخورد از اصول اصلی درمان های موج دوم و سوم است. بنابراین منتظر بازخوردهای شما در مورد دوره های آموزشی خود هستیم.

 

با تشکر

دکتر رضا مولودی